دلم سر جاشه... سالم سالم... مثل ساعت کار می کنه:تیک تاک تیک تاک تیک تاک... فقط بعضی وقتا،یعنی بیش تر وقتا،یعنی...تقریبا همیشه،یه کمی خیلی می گیره... یه جورایی احساس خفگی می کنم... یه جورایی مطمئم که یه جای کار می لنگه... |
بعضی ها از خودشان می نویسند برای دیگران. و شاید چون برای دیگران است شیرین باشد برای "دیگران" . اما من برای خودم می نویسم و شاید چون برای "من" است،برای دیگران شیرین نباشد. پس یا "من" باشید که برایتان شیرین شود یا به "دیگران" بودن خود ببخشید این منیت من را.
سلام
چقدر خسته م.
.حالا اومدم اینجا رو پر از انرژی منفی کنم.انرژی،انرژیه دیگه!آدم باید پر انرژی باشه!مثبت و منفیش زیاد مهم نیس
.
اصلا دلم می خواد پست بی محتوا بذارم!اگر برایتان شیرین نیست...نوشته ی سمت راست وبلاگ رو بخونید.اگه شما هم چند روز هفته رو (خواستم بگم 7 روز هفته،دیدم خداییش دروغ می شه
)ساعت 4و نیم صبح بیدار می شدید و زور می زدید 10 و نیم می تونستید برید بخوابید،رو می آوردید به چرت و پرت گفتن
.اصلا یعنیIm here to talk the way Id love to!!!!!اصلا فضای مجازی اگه این خاصیت رو نداشته باشهso where should I lay down my own rules??????همینه که هست.تقصیر دوستانه که آدمو دعا نمی کنن دیگه!!!!!!!البته زندگی به لطف خدا شیرینه هااااااااااااااااا....ناشکری نمی خوام بکنم ولی خسته م دیگه
الان اگه همسر مهربانم اینجا بود می گفت: خب برو بخواب به جای پای کامپیوتر نشستن!راست می گفت خب!ولی هر راست نشاید قبولید
.تازه اصلا نیست که بم بگه برو بخواب!
واااااااااااااااااای اومدش
ما بریم.بای بای
دوستان سلام.این پست پاسخ کوتاهیه به سؤال یکی از دوستان به نام معشوق؛که در مورد تقلید پرسیده بودن.هم برای ارسال متن به صورت پاسخ مشکل داشتم(اگه کسی می دونه چطور یه متن بلند رو به صورت پاسخ فرستاد لطفا کمک کنه
)و هم این که فکر کردم شاید به درد بقیه دوستان هم بخوره.خلاصه ی سؤال دوستمون اینه که آیا حتما باید مرجع تقلید داشته باشم؟مگه می شه توی یه دین یه چیز واسه یکی حلال باشه و واسه دیگری حرام؟منم سعی کردم از بین جواب های ممکن،یکی دو تا رو به صورت خلاصه بیان کنم.اما باز هم طولانی شد.
لازمه اول یه توضیحاتی بدم تا برسیم به این که باید مرجع تقلید داشته باشیم.اولا این که توی مسائل مهم اعتقادی و اصل دین هیچ اختلافی راه نداره.مثل توحید و نبوت و... .در کلیات فروع دین هم اختلافی در کار نیست.مثلا در اصل نماز،حج،روزه،جهادو... .پس اختلاف کجاست؟توی جزئیات فروع دین (که این اختلاف هرگز باعث ضربه به اصل دین نمی شه. علت اختلاف هم بحثیه واس خودش که اینجا مجالش نیس اما ازجمله علل اختلاف می تونه قضیه تشخیص روایات جعلی از غیر جعلی یا اختلاف در بعضی مبانی فقهی باشه).مثلا این که سجده رو موزائیک درسته یا نه؟اینجاست که عالم علم دین دست به کار می شه و آیات و روایات و عقل و...رو بسیج می کنه برای این که تکلیف معلوم بشه.و همون طور که می دونیم در هر علمی که بررسی عقلی بیاد روی کار ،متخصصین نظرات مختلفی خواهند داشت. حالا ما چرا باید نظرات اونا رو که احتمال خطا هم توش هست قبول کنیم؟؟؟اینجاست که باید یک نکته ی دیگه رو تذکر بدم و اون اینه که علت عبادت ما چیه؟کمال،نزدیکی یا رسیدن به خدا.پس ما می خوایم امر خدا رو اجرا کنیم دیگه؟حالا اگه خود خدا (از طریق پیامبر یا ائمه)به ما بگه که "هر چی فلانی گفت،گوش کن"،راه رسیدن به خدا می شه همون چیزی که"فلانی"می گه و ما همین که نظر فلانی رو اجرا کردیم،یعنی عبادت درست رو انجام دادیم ولو در اصل،کار دیگه ای باید انجام می شده.راحت تر بگم ما وظیفه مون انجام تکلیفه و حالا خداوند تکلیف ما رو تقلید از عالم قرار داده.حالا آیا سندی هم داریم که خدا همچین حرفی زده باشه؟؟بله که داریم مگه الکیه؟؟؟؟؟؟؟؟فقط به عنوان یک نمونه ،بخشی از حدیث خیلی خیلی معروف از امام صادق علیه السلام رو میارم:"...فأمّا من کان من الفقهاء صائنا لنفسه،حافظا لدینه،مخالفا علی هواه،مطیعا لأمر مولاه،فللعوام أن یقلّدوه...(تفصیل وسائل الشیعه،ج27،حدیث33401)"یعنی هر عالمی که این خصوصیات رو داشته باشه،مردم باید ازش تقلید کنن .
حالا حکمت این تبعیت چیه؟؟نمی شد همون طور که مراجع ما رساله دارن،خدا هم احکام رو از طریق پیامبر و ائمه رساله می کرد میداد دست ما؟؟باید بگم که اگرچه صحیح عمل کردن در جزئیات فروع دین خیلی خیلی مهمه،اما با توجه به شواهد،به دست میاد که مهم ترتر از اون برای خدا و ائمه،پیوند مردم با علماست.این قضیه گرچه در عصر غیبت اهمیت ویژه ای پیدا می کنه،اما جالبه بدونی که در زمان حضور ائمه هم روش تأکید شده.مثلا در زمان امام صادق،می بینیم که حضرت ،عالمانی رو به کوفه و بصره و ...می فرستند و بهشون می گن فتوی بدید.و مردم رو هم مکلف می کنن به تبعیت از هر فتوایی که اون شخص می ده.پس در این دین واحد،پیوند مردم با علما خیلی خیلی مهمه و همین تقلیدکردن چون امر خداست انسان رو به طرف کمال می بره.گرچه طولانی شد اما خلاصه گفتم.امید وارم جواب سؤالت رو گرفته باشی.
دوستان نظر یادتون نره
دوباره شک می کنم...رکعت دومم یا سوم؟؟؟؟؟ای بابا...آهان!دومم...باید تشهد بگم:الحمد لله...اشهد أن لا إله الّا الله وحده لا شریک له...
چی می گم؟؟؟؟أشهد أن لا أله إلّا الله؟؟؟؟؟جون عمّه م!!!!!!
فکر می کنم اگه واقعا اعتقاد داشته باشم که دارم با"خدا"ی خودم حرف می زنم و هییییییییییییچ خدایی بجز الله نیست...اون وقت اینه نمازی که می خونم؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه ی نماز:این تشهد رکعت دوم بود یا چهارم؟؟؟؟؟
...
نظر یادت نره
چشم هایم را می توانی ببندی!
گوش هایم را می توانی بگیری!
دست و پایم را می توانی ببندی!
بر دهانم مهر خاموشی می توانی بزنی!
دنیا را می توانی از من بگیری!
هر کار می توانی بکن!
مرا اما از خودم نمی توانی بگیری!
آزادی را از من نمی توانی بگیری!
من یک اندیشه ام!
آزاد آزاد!
و هیچ زنجیری مرا از پای نخواهد نشاند!
و من هستم!
و اوج می گیرم!
و بزرگ می شوم!
نمی توانی بگویی فکر نکن!من فکر می کنم!
به خاک و خونم اگر بکشانی،من همانم که هستم:یک اندیشه،یک باور...
و یک مکتب می شوم به زودی!
و آن وقت ... اگر دنیا را از من بگیری،من را نمی توانی از دنیا بگیری...
به زنجیرم بکشی و در خاکم فرو بری،من همچنان ایستاده ام!و پر رنگ ترم از دیروز!
چون انتخاب کرده ام که یک مکتب باشم...
من همیشه هستم،چون افکارم مال من هستند...
و افکارم،بیش ترین چیزی هستند که هستم!
من یک مکتب می شوم به زودی!
آن وقت دگر هر جا که می خواهم باشم،
من برای تمام زمان ها هستم
چون "انتخاب"کرده ام که بیش تر باشم از دست و پا و گوشت واستخوان...
و من انتخاب کرده ام "ماندن"را...
و جاودانه بودن را...
"من"،"من"هستم
و در هر زمان و هر مکانی"من"خواهم بود
این "من"را از سر راه نیاوردمش!
پس نگهش می دارم تا...
همیشه