شده ایم گونی کاه! همین طور می گذاریم پر کنندمان از کاه! گونی کاه که شرافتمندانه است!کاش شده بودیم گونی کاه!اگر به ریش قبای مخاطب بر نمی خورد می گفتم شده ایم پلاستیک زباله!هی زباله است که می ریزند توی این مغز هایمان!می گذاریم که اگر خواستند فشاری بدهند و هی بیش تر بچپانند! تازه خوشحال هم هستیم!لبخند هم می زنیم!قیافه عقلائی هم می گیریم به خودمان! دو کلام حرف حساب هم این وسط ها بشنویم نشنیده می گیریم!و کان الإنسان...چی آخه؟ به خدا اگر نبود ستّار العیوب بودنش،لحظه ای تحملمان نمی کرد کسی! خودمان هم تحمل نمی کردیم خودمان را!قربانش بروم بدجوری ستّارالعیوب است! خدا اما گاه گاهی تکانی بهمان می دهد که:حواست باشد!این مغز است توی سرت گذاشتم!گذاشتم"فکر"کنی.(خدا چون حرف زشت نمی زند ای تکه را از زبان خودم می گویم:)نه برای این که پرش کنی از زباله! |
پا در کفش همه!
مطالب قدیمی تر »
« مطالب جدیدتر
زهرا(م)[42]
بعضی ها از خودشان می نویسند برای دیگران. و شاید چون برای دیگران است شیرین باشد برای "دیگران" . اما من برای خودم می نویسم و شاید چون برای "من" است،برای دیگران شیرین نباشد. پس یا "من" باشید که برایتان شیرین شود یا به "دیگران" بودن خود ببخشید این منیت من را.
بعضی ها از خودشان می نویسند برای دیگران. و شاید چون برای دیگران است شیرین باشد برای "دیگران" . اما من برای خودم می نویسم و شاید چون برای "من" است،برای دیگران شیرین نباشد. پس یا "من" باشید که برایتان شیرین شود یا به "دیگران" بودن خود ببخشید این منیت من را.
نویسنده: زهرا(م) - دوشنبه 12/10/90
نویسنده: زهرا(م) - شنبه 3/10/90
عقل من گاهی گریه می کند؛گاهی خنده اش می گیرد: به گمانم عقل من دیوانه باشد! عقل من عقلش نمی رسد که همه چیز را نمی تواند اندازه بگیرد! عقل من گاهی مثل خودم هوس می کند پا در کفش همه بکند!حتی دل!!! |
نویسنده: زهرا(م) - جمعه 2/10/90
حرف دل را نه می شود گفت...نه می شود نگفت... بخواهی بگویی کلمات یاری نمی کنند... بخواهی نگویی دق می کنی... "زبان"،اما زبان دل را نمی فهمد... و چشم ها تنها اعضائی هستند که توان دیدن دارند... چشم ها شاهد مظلومیت دل می شوند... و خداوند_چون مهربان است_اشک می دهد به چشم ها... |
