• وبلاگ : پا در کفش همه!
  • يادداشت : دست غيب و سينه ي نا محرم
  • نظرات : 3 خصوصي ، 24 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام بر شما .عرض مي کنم که اتفاقا تمام نشده اين سفره . اوحجش را ماتمام رها کرد که تا قيامت محبانش به اتمام برسانندوخوي که نگاه مي کنم و مي شنوم صداي کاروانش مي آيد،که مي خواندم،بيا به سفره ام ،اين خوان کرم را گسترده ام تا همه ي فقراي عالم تا آن هنگام که جنبده اي برزمين است غمي از تهي دستي به خود راه ندهد.صدا مي کند بياييد.حالا تازه مي خواهند سرها را برني ببرند،تازه مي خواهند قافله حرکت بدهند،تازه دل امامت خون شده،مرجم مي خواهد،براي مرحم آور هم سفره گسترده اند.اين بزم پايانش بهشت است .خدا شما را درپناه خودش حفظ کند.
    پاسخ

    سلام...نمي دونم...خدا کنه خدا خودش اينو بهم ثابت کنه...هرچي فکر مي کنم مي بينم اون بزم ، اون مکان،اون زمان...همون يه دونه بود...حسرت مگه رها مي کنه آدمو؟؟؟من نه بهشت مي خوام نه پاداش نه اين که بگن فلان کار و فلان کار و بکني مثل اينه که اونجا بوده باشي...آقا نمي شه...به خدا فرق مي کنه...هر کاري بکني نمي شه...فقط يه چيز مي تونه راضي کنه آدمو...اونم اينه که آقامون بياد...همون طوري واسش سر بديم...ولا غير!بهشتم ارزوني خوباي عالم!